خط سوم، برگرفته از گفتهای از شمس تبریزی است:
شاگردان گفتند: «برای ما تفسیر قرآن بساز.»
شمس پاسخ داد: «تفسیر ما همین است که میدانید. نی هم از محمد است و هم از خدا. این «من» هم منکر میشود مرا. میگویمش: چون منکری، رها کن و برو! چرا به ما دردسر میدهی؟»
آن «نی» میگوید: «نروم! حرف تو را نمیفهمم.»
شمس ادامه میدهد: «چنان که خطاط سه نوع خط مینویسد:
-
یکی که فقط خود او میفهمد،
-
یکی که او و دیگران میفهمند،
-
و یکی که نه او و نه دیگران میفهمند.
خط سوم همان است که من میگویم: سخنی که نه من آن را کاملاً میدانم و نه دیگران، اما حقیقت در آن است.»
تشریح و تفسیر متن
زمینه فلسفی:
این متن دربارهی کشف حقیقت و تجربهی فراتر از دانش عادی است. شمس تبریزی میگوید که برخی چیزها را نمیتوان با کلمات یا دانش معمولی توضیح داد؛ حقیقت گاهی فراتر از فهم مستقیم «من» و «دیگران» است.
سه نوع خط:
-
خط اول: فهم محدود، فقط شخص خود میتواند بفهمد.
-
خط دوم: فهم مشترک، هم شخص و هم دیگران میتوانند درک کنند.
-
خط سوم: خط فراتر از فهم عادی، نه شخص و نه دیگران قادر به درک کامل آن هستند، اما حقیقت در آن نهفته است.
پیام اصلی:
این عبارت نماد حقیقتی است که فراتر از عقل و دانش روزمره است. این خط نشان میدهد که برای رسیدن به درک عمیق، باید از محدودیتهای ذهنی و دیدگاههای معمول فراتر رفت و تجربهی مستقیم و شهودی را پذیرفت.
ارتباط با تجربه انسانی:
-
«من» در متن نشاندهندهی ذهن و خودآگاهی محدود ماست.
-
«دیگران» نشاندهندهی جامعه و دانش مشترک است.
-
به ما یادآوری میکند که حقیقت گاهی در جایی است که نه ذهن شخصی و نه دانش عمومی قادر به درک کامل آن نیست، بلکه با تجربه و شهود کشف میشود.
